بیچاره اسفندیار
این کتاب از آن دسته نگاشته های اثر گذار و از آن دسته از داستانهای جذاب شاهنامه فردوسی است.
فـــردوسی بزرگ با باریک بینی و شناخت شخصیتهای داستانش، سعی دارد تصویر گری باشد ماهر از ،
نگون بختی نقش اول داستانش. از ابتدا تا انتها خواننده همراه اسفندیار می رود تا سرنوشت خودکامگی
و هوسرانی و قدرت طلبی او را شاهد باشد. اما چرا بیچاره اسفندیار؟! مگر او در پی قدرت نبود؟ مگر او
خود مسیر را انتخاب نکرد؟
ســـعیدی سیرجانی به خوبی اسفندیار داستان را بیچاره و درمانده می بیند در برابر میل به قدرت و جور
بی پایان پدر!
بیچاره اسفندیار سرنوشت آدم هاییست که ما هر روز می بینیمشان، آدم هایی که در تاریخ چهره شان
عوض می شود اما ماهیت شان یکیست و سرنوشتشان نیز هم.
مینویسم ،