ضحاک از نژاد عرب بود، او در حکمرانی نشانی از پدر مردم دوستش نداشت.
و به سبک قدرت طلبان دستگاهی عظیم برای حکومتش بر پا کرد و قطعا از مهمترین قسمتها باید
آشپز خانه در بار می بـــــــود که افراد خبره برای شکم چرانی در خدمت باشند، از اینرو ابلیس که پیشتر ،
با نیرنگ توانسته بود ضحاک را به قتل پدر تحریک کند، خود را در لباس آشپزی خبره مهیای خدمت به
ضحاک کرد، البته ابلیس برای پیش برد اهداف خود ضحاک را چون شاگردی همراهی می کرد و در
اصل ماجرا ضحاک در خدمت شیطان بود...
ابلیس که به لباس آشپز ضحاک در آمده برای شاه تازه به قدرت رسیده خوراکهای پر گوشت مهیا،
می کرد تا دندانهای ضحاک جوان به گوشت و خون آشنایی پیدا کند تا زمینه برای خونریزی و کشتار
های بعدی که به فرمان ضحاک انجام خواهد شد مهیا شود (آن زمان عرب های بادیه نشین چندان
با غذاهای این چونینی آشنا نبودند)
شه تازیان چون به خوان دست برد سر کم خرد مهر او را سپرد
ضحاک بنده آشپز چیره دستش شده بود و به تحسین او پرداخت و بدو گفت چه چیزی می خواهی
تا بعنوان تشویق به تو بدهم...
اما آشپز تنها یک چیز از او خواست:
که فرمان دهد تا سر کتف اوی ببوسم، بمالم برو چشم و روی
او فقط در خواست کرد تا بر شانه های شاهش بوسه بزند، توفیقی که فقط برای بلند پایگان دربار گاهی
میسر می شود، این یک اعلام وفاداری از سوی ابلیس به شاه جوان بود.
پایان قسمت دوم