پارسایی را دیدم بر کنار دریا که زخم پلنگ داشت و به هیچ دوا به نمی شد! مدتها در آن

رنجور بود و شکر خدای علی الدوام گفتی.

پرسیدندش شکر چه می گویی؟

گفت: شکر آنکه به مصیبتی گرفتارم و نه به معصیتی!