خطر

وقتی بی آبی باشد همه چیز در خطر است،

کجا را دریابیم؟ حواسمان به کجا باشد؟ دریاچه ارومیه؟ هامون؟ هورالعظیم؟ اصفهان؟ یزد؟کرمان؟سیستان؟تهران؟ خوزستان؟.....

مرگ آب مرگ زندگیست...

بدون عنوان !

بعد از مدتها ننوشتن امشب، آمدم تا یادی کنم از خاطرات سال‌های قبل و دوباره بنابر عادت بنویسم، زمانی دوست داشتم بنویسم، هر چند ضعیف و ساده و ابتدایی اما نوشتم، دوست داشتم نوشته هایم خوانده شوند، کم و بیش خوانده شدند.

اما اینروزها طور دیگری هستم، حال دیگری هستم. از ایران نوشتن کار سختیست در این روزها، ایران بزرگ ما اینروز ها شاید درگیر مسائل سخت اجتماعی و ... باشد اما شاید یک چیزی در این میان کمتر دیده می‌شود و آن شرایط زیستن مناسب در این پهنه تاریخیست. بحران زیست محیطی، آلودگی زمین و هوا، خشک شدن بسترهای آبی، از بین رفتن پوشش گیاهی، فرسایش خاک، انقراض حیوانات بومی، آتش سوزی جنگل‌ها و...

ما این خاک را پس از هزاران سال به امانت گرفتیم ولی امروز با از دست دادن یک یک هر کدام از مواردی که گفته شد شاید ایران قرنی دیگر و شاید زودتر !!!! جایی برای زندگی نباشد.

بیاییم ایران را این، دژ مستحکم تاریخ را دریابیم.

دروغ گویان تازه وارد

چندیست در فضای مجازی عده ای به خود این اجازه را داده اند که با دروغ گویی و شایعه پراکنی و

ایجاد شبهات بی پایه تاریخ سراسر افتخار ایران را کتمان کنند!

عجیب است که این عده با دانسته های تاریخی نچندان کامل و ابراز سوالاتی سطحی بدنبال ایجاد

شبهه و تفرقه در میان مردم این سرزمین اند. متاسفانه مشخص نیست که چگونه این افراد به خود

اجازه را می دهند که در مورد حقایق تاریخی که اسناد و مدارک زیادی از آنها موجود است دروغ پراکنی

کنند.

شاید پایین بودن سرانه مطالعه و نیز تعصبات قومی سبب بروز چنین تفکرات غلطی می شود.

دروغ گویان تازه وارد شده به تاریخ شاید اگر کتاب می خواندید اینقدر ساده فریب نمی خوردید.

آشنایی با ایران و سفر

بی تردید فرصت استثنایی تابستان و سفرهای خاص تابستانی می تواند در بهتر زندگی

کردن و بهتر اندیشیدن کمک کننده باشد. آنهایی که امسال فرصت یافتند و توان اقتصادی

اجازه سفر به آنها می داد اگر ایرانگردی کرده باشند و به شهرهای دور و نزدیک ایران

سر زده باشند به فرزندانشان در سنین پایین این فرصت را داده اند تا بهتر ببینند و بهتر 

در آینده زندگی کنند.

با ما در صفحه اینستاگرام ما با #تاریخ_ایران  همراه باشید تا دیدنیهای ایران را با هم به

دنیا بشناسانیم.

ضمنا فرصت نشد تا تولد هشت سالگی تارنمای پارسه سرزمین مادری را در کنار هم جشن

بگیریم. 

فرصت کتاب خواندن را از دست ندهید "

هفته نامه پارسه سرزمین مادری (شماره نهم)

آخرین شماره هفته نامه در بهمن ماه را در روزهایی نوشتیم که متاسفانه پنج تن از سربازان مرزبان

کشورمان اسیر گروه تروریستی جیش العدل هستند. به امید رهایی این پنج سرباز کشورمان.

*** خبرهای هفته ***

* در جشنواره موسیقی فجر امسال یاد استاد همایون خرم گرامی داشته شد، همچنین گروه رستاک نیز اثر کردی

خود را تقدیم به کامکارها کرد.

* باز هم اعتراض به یک فیلم در طول این یک ماه اینبار به رستاخیز که منتقدین می گویند مقدسات را له کرده

است!

* احتمال دارد کلنل اثر محمود دولت آبادی در پایان سال منتشر شود.

* هندی ها امسال در کسب در آمد از گردشگران موفق ترین در دنیا بوده اند.

*** گزارش هفته ***

صادق هدایت

صادق هدایت از نویسندگان معاصر، همه او را به بوف کور می شناسند، نویسنده چیره دست و ماهری که شاید

افکار متفاوتش با زمان کنونی ما باعث شده حرفی از او و آثارش در میان نباشد. امروز سالگرد تولد هدایت است.

یادش گرامی

*** محمد مصدق ***

محمد مصدق؛ نخست وزیر ایران در دهه 30. در دوران محمد رضا پهلوی.

در دوران کوتاه دو سال و چند ماه کارش فراز و نشیب بسیار دید. کوشید نفت را ملی کند و تلاش کرد تا تمام

اختیارات یک نخست وزیر مشروطه را  داشته باشد، به همین سبب با شاه پیوسته در جدال بود.

در فرانسه و سوئیس تحصیلاتش را ادامه داد و با مدرک دکتری رشته حقوق به ایران بازگشت.

قانون صدور چک، ملی شدن صنعت شیلات و کشتیرانی، ملی شدن مخابرات، ایجاد سازمان تربیت بدنی و از همه

مهم تر ملی شدن صنعت نفت ایران همه در دوران صدارتش انجام شد.

مصدق پس از کودتای 28 مرداد، سه سالی در زندان بسر برد و پس از آن تا پایان عمر و تا سال 1345 در ملک

پدری خود واقع در احمد آباد در تبعید بود.

مصدق در 29 اردیبهشت 1261 متولد شد؛ در 29 اسفند نفت ملی شد؛ در اردیبهشت ماه نخست وزیر ایران شد و

در روز 14 اسفند 1345 نیز در گذشت.

مردم نازنین

ما مردمی حساس هستیم، از قومیت های مختلف در ایران بزرگ...

ما مردمی هستیم که گهگاه با نمایش یک فیلم می گوییم به فلان شغل اهانت شد، به فلان

لباس اهانت شد؛ از نمونه های آشکار این نوع فیلمها که گروهی به آن اعتراض کرد:

مارمولک بود و یا شوکران که گفتند به پرستاران اهانت شد. البته نمونه ها زیاد است؛ اما...

وقتی با چنین مردم حساس و نازنینی روبرو هستی یکم دقتت رو بیشتر کن.

سرزمین کهن ساخته کمال تبریزی به سرنوشت مارمولک که اونهم از قضا کار کمال تبریزی بود

دچار شد. البته این ایراد آقای تبریزی نیست، ایراد مردم هم شاید نباشد.

اما باید ظرف تحمل هایمان را هم بیشتر کنیم تا بتوانیم پیشرفت کنیم.

قدر خودمان را نمی دانیم

قدر خودمان را نمی دانیم؛

قدر هر آنچه داشتیم و داریم را نمی دانیم و همین ندانستن سبب می شود همه چیز را از دست

بدهیم. ما مردمانی بودیم با حافظه ای قوی، مردمانی بودیم که آنقدر ذهن مان جا داشت کــــــه

شاهنامه، بوستان و غزلیات حافظ را نگه دارد.

آنقدر حواسمان بود و می فهمیدیم که صد سال پیش داد عـــدالت و مشروطه خواهی سر دادیم،

خیلی زودتر از همسایه هایمان.

آنقدر می فهمیدیم که حرف مصدق برایمان دلنشین بود و در قلب همین فهمیدن های همین عصر

سهراب، نیما، آل احمد، جمالزاده، هدایت، چوبک و... پدید آمدند.

باور کنیم همه این اسم های آشنا خودماییم و قدر بودنمان را بدانیم.

باور کنیم که تاریخ این روزگار نیز با نام ما رقم می خورد. پس قدر بدانیم این نفس ها را...