دروغ گویان تازه وارد

چندیست در فضای مجازی عده ای به خود این اجازه را داده اند که با دروغ گویی و شایعه پراکنی و

ایجاد شبهات بی پایه تاریخ سراسر افتخار ایران را کتمان کنند!

عجیب است که این عده با دانسته های تاریخی نچندان کامل و ابراز سوالاتی سطحی بدنبال ایجاد

شبهه و تفرقه در میان مردم این سرزمین اند. متاسفانه مشخص نیست که چگونه این افراد به خود

اجازه را می دهند که در مورد حقایق تاریخی که اسناد و مدارک زیادی از آنها موجود است دروغ پراکنی

کنند.

شاید پایین بودن سرانه مطالعه و نیز تعصبات قومی سبب بروز چنین تفکرات غلطی می شود.

دروغ گویان تازه وارد شده به تاریخ شاید اگر کتاب می خواندید اینقدر ساده فریب نمی خوردید.

پس از شش سال: مرمت آرامگاه داریوش سوم به زودی پایان می یابد

مدیر مجموعه تاریخی تخت جمشید با اعلام این خبر که: مرمت آرامگاه نیمه تمام داریوش سوم

آخرین پادشاه هخامنشی به زودی پایان می یابد، افزود این کار از حدود شش سال پیش آغــاز

شده بود و اکنون 95% از کار مرمت انجام پذیرفته است.

وی افزود از دیگر پروژه های مرمتی مجموعه تخت جمشید، مرمت کاخ صد ستون، مرمت آرامگاه

خـــشایار شا و نیز مرمت یکی از سر ستون های مجـــــموعه است که به زودی کار آنها نیز آغاز

خواهد شد.

منبع: persepolis.ir

بازگشایی موزه تخت جمشید تا پیش از جشن نوروز

مدیر پایگاه جهاني پارسه پاسارگاد از بازگشایی موزه تخت جمشید تا پیش از ایام نوروز خبر داد. دکتر محمد حسین طالبیان با بیان این که موزه تخت جمشید به عنوان یکی از مهمترین جاذبه های گردشگری

استان فارس ، هر سال پذیرای تعداد بسیاری از گردشگران داخلی و خارجی می باشد از آغاز مرمت این موزه

از دو سال گذشته خبر داد و گفت : با تلاش مجموعه سرپرستی و پیمانکارخارجی ، کار مرمت این موزه به زودی

پایان می یابد و به منظور بازدید گردشگران در ایام نوروز ، این موزه ،بازگشایی و اشیاء جدیدی در آن به نمایش

گذاشته می شود 

وی با اشاره به برخی از کمبودهای مالی و اعتباری گفت : با توجه به اولویت بندی کارها بر اساس اعتبارات ، 

مهمترین اولویت ها در دستور کار قرار گرفته است 

وی همچنین وضعیت مجموعه جهانی تخت جمشید را در مقایسه با دیگر سایت های جهانی کشور مطلوب 

توصیف کرد و گفت : اگرچه با ایده آل فاصله داریم اما وضعیت سایت رضایت بخش است.

خبر برگرفته از پایگاه خبری پارسه پاسارگاد

تخت جمشید در صدر

در آمارهای نوروز 92، تخت جمشید دارای بیشترین جمعیت بازدید کننده از اماکن تاریخی را دارد.

پس از تخت جمشید، حافظیه شیراز و پس از آن مجموعه سعد آباد تهران بیشترین بازدید کننده

را داشته است.

گرچه این خبر قدیمی است اما خواندنش در آخر سال می تواند جالب باشد، شاید همین امروز

شما تصمیم گرفتید یکی از این اماکن را برای نوروز 93 برای بازدید انتخاب کنید.

امیدواریم رشد 62% بازدید های نوروزی 92 در سال 93 بیشتر هم بشود. هرچه بازدید از ایــــن

آثار و مـــــکانها بیشتر شود آگاهی و درک مردم از این یادگارهای کهن تاریخی بیشتر می شود.

امیدواریم آنقــــدر فرصت ، انگیزه و البته پول داشته باشید که نوروز امسال هم یک سفر خوب و

تاریخی داشته باشید.

قسمت ششم داستان ضحاک

یگانه فرزند کاوه به دستور ضحاک آزاد شده؛ و باید دید کاوه در برابر خواست ضـــــحاک چه می کند.

خروشید و برجست لرزان ز جای                بدرید و بسپرد محضر به پای

روح عدالت خواهش به او اجازه نداد گواهی عدل ضحاک را امضا کند؛ محضر را پس از خوانــــدن پاره

کرد و بر زمین کوبید، دست پسر را گرفت و با فریاد و اعتراض از کاخ بیرون شد، و چه حیرتی در میان

غلامان و وزیران و چاپلوسان از این حرکت شجاعانه...

ضحاک آشفته از این حرکت آنچه را که دید تیغ انتقام ملتی ستم دیده بود که بر وی کشیده شــــده

است.

از این پس کاوه تنها نیست، پس از بازگشت میان مــــردمان و شنیدن آنچه او کرده بود جمعیت آماده 

اعتراض و طغیان پشت وی بودند.

کاوه نیزه ای برافراشت و پیش بند آهنگری اش با آن همه سوراخ که حاصل آتش کار وی بود و بی تردید

مراد فردوسی از بیان این تصویر دل چاک چاک ملتی رنج دیده بوده را بر آن آویخت.

فریاد های کــــاوه دل مرده مردمان رنج دیده را زنده کرد و سیل جــــمعیت بود که در پشت سر وی و در

پشتیبانی از اعتراض کاوه همراه او شد.

پایان قسمت ششم

پرواز بر فراز تخت جمشید ممنوع

منبع: persepolis.ir

مدیر اجرایی مجموعه جهانی تخت جمشید گفت: پرواز هرگونه پرنده دست‌ساز بشری بر فراز تخت جمشید تا ارتفاع 7 هزار پایی ممنوع است .

بنا بر گزارش روابط عمومي مجموعه تخت جمشيد، مسعود رضایی منفرد در جمع خبرنگاران اظهار داشت: پرواز هرگونه پرنده دست‌ساز بشری تا ارتفاع 7 هزار پا بر فراز تخت جمشید ممنوع است.

 

وی افزود: مشاهده تخت جمشید در ارتفاع 7 هزار پایی هیچ‌گونه جذابیتی برای گردشگران ندارد و عمده جذابیت این مجموعه جهانی در مشاهده عینی آثار و تفسیر آنها توسط راهنمایان و کارشناسان خبره است.

مدیر اجرایی مجموعه جهانی تخت جمشید اضافه کرد: در مکاتبه با استانداری و اداره کل فرودگاه‌های استان فارس تخلف یکی از شرکت‌ها گزارش و اعلام شده است که هرگونه پروازی بر فراز این آثار تبعات غیرقابل جبرانی دارد که باید از این کار پرهیز شود.

رضایی منفرد ادامه داد: با شرکت ارائه دهنده این خدمات نیز مکاتبه و ممنوع بودن این عمل گوشزد شده که اعلام کرده پروازهای تفریحی بالاتر از 7 هزار پا بوده و هدف از راه‌اندازی این خدمات معرفی بهتر تخت جمشید در راستای جذب گردشگر است.

وی بیان داشت: تخت جمشید نیازمند جذب گردشگر نیست و در برخی از ایام سال با ازدحام گردشگران مواجه می‌شود و به فرض، پرواز بیش از 7 هزار پا احتمال سقوط این هواپیماهای تفریحی هر چند اندک بروی تخت جمشید وجود دارد و در صورت سقوط هواپیما فاجعه‌ای رخ می‌دهد که جهانیان و هموطنان، ما را نکوهش خواهند کرد.

این مقام مسئول همچنین ابراز داشت: حفاظت از مجموعه جهانی تخت جمشید جای هیچ‌گونه ریسک ندارد و پرواز هواپیماهای تفریحی بر فراز این آثار خلاف قوانین و عرف است و مسئولان باید با این‌گونه شرکت‌ها که در راستای منافع شخصی چنین خدماتی ارائه می‌دهند به شدت برخورد کنند.

رضایی منفرد همچنین افزود: فرسایش انسانی، سهم عمده‌ای در فرسایش تخت جمشید دارد و برای حفاظت از این آثار باید نهایت دقت و توان را به کار برد تا این مجموعه بی‌نظیر با تخریب کمتری، به دست نسل‌های آینده بیفتد تا آنان نیز سهمی از تمدن، تاریخ و فرهنگ غنی کشور خود را داشته باشند.

منبع : روابط عمومي مجموعه تخت جمشيد

ایران که امن نیست!!!

به نقل از خبرگزاری ایسنا:

سیروس اعتمادی - عضو جامعه‌ی تورگردانان ایران - به خبرنگار سرویس گردشگری خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) گفت: گروهی از گردشگران از یک کشور اروپای شرقی قرار بود به ایران سفر کنند که وقتی به سفارتخانه‌ی ایران در آن کشور رفتند تا ویزای خود را بگیرند، کارمند آن سفارتخانه یک سوال از این گردشگران می‌پرسد که همین پرسش آن‌ها را از آمدن به ایران منصرف می‌کند.

او ادامه داد: کارمند آن سفارتخانه پرسید، چرا به ایران می‌روید آنجا که امن نیست؟ گردشگران هم وقتی این حرف را از نماینده‌ی رسمی ایران شنیدند، نگران و دچار تردید شدند و درخواست خود را برای گرفتن ویزای ایران باطل کردند.

این تورگردان افزود: این موضوع را از گردشگران خارجی شنیده‌ام که برخی کارمندان سفارتخانه‌های ایران با حرف‌های ابهام‌آمیزی که درباره‌ی اوضاع امنیت در کشور ما می‌زنند، آن‌ها را نگران و مردد می‌کنند. این اتفاق در حالی رخ می‌دهد که ایران همچنان در هجوم تبلیغات منفی رسانه‌های غربی گرفتار است و ما در این شرایط به زحمت نظر گردشگران خارجی را نسبت به ایران تغییر می‌دهیم، آن‌وقت هنگام به نتیجه رسیدن زحمات‌مان با این اتفاق‌ها مواجه می‌شویم.

نماد مبارزه با نژاد پرستی از دنیا رفت

خبر را طولانی نمی کنیم. نامش آنقدر بزرگ بود که هر دلی از مرگش اندوهگین شود.

« نلسون ماندلا » مرد بزرگ مبارزه با آپارتاید و نژاد پرستی ساعاتی پیش در گذشت.

وبگاه پارسه سرزمین مادری گرچه یک وبگاه خبری نیست اما به بخاطر شخصیت آن ،

مرد خوب و درستکار این مطلب را نوشتم.

یک تغییر

از هفته آینده هفته نامه پارسه سرزمین مادری در همین صفحه منتشر می شود. هفته نامه این وبگاه

با همین نام و با هر هفته سه مطلب ویژه منتشر می شود. امیدواریم این تغییر جدید بر جذابیت مطالب

این وبگاه بیافزاید.

شماره یک « هفته نامه پارسه سرزمین مادری » روز دوشنبه هفته آینده، در همین صفحه

آفرین

طی بیست و چهار ساعت اخیر اتفاقات سیاسیی رخ داده که باعث خوشحالی و امیدواری مردم

عزیز ایران شده است. امیدوارم این امید و شادی ها ادامه پیدا کند و دولت تدبیر و امــــــید بتواند

بر اساس قراری که با مـــــــــردم گذاشته است تا جایی پیش برود که تمامی تحریم ها لغو شود.

به نقش آفرینان این اتفاق آفرین می گوییم.                                                                  

                                                                 پارسه سرزمین مادری

نجفی: باید شعار فرهنگی داشته باشیم

برند و شعار گردشگری قرار است تعیین کنیم
نجفی تصریح کرد: باید شعار و برند گردشگری در دنیا داشته باشیم در همین زمینه کمیته ای تشکیل داده ایم که انشاء الله بودجه را بگیریم و تبلیغات گردشگری ایران را در دنیا انجام دهیم.

وی افزود: باید امنیت کشورمان را به خارجی ها معرفی کنیم. دولت باید سرمایه گذاری وسیعتری در این زمینه داشته باشد. در همه دنیا می گویند تعامل بخش خصوصی و دولتی باعث رونق گردشگری می شود.

رئیس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری درباره بودجه گردشگری نیز گفت: آنچه در بودجه امسال است اصلاً به گردشگری، جدی نگاه نشده است از حالا به بعد این جدیت آغاز می شود.

نجفی ادامه داد: گردشگری بدون صرف بودجه های اولیه رونق نمی گیرد اول، دولت باید امکانات و شرایطی را فراهم کند سپس بخش خصوص را فرا بخواند.

وی تأکید کرد: از اول انقلاب، شعار اقتصاد بدون نفت را مطرح کردیم و گامی برای گردشگری باید برداشته می شد اما بی تفاوت از کنار آن گذشتیم. گردشگری فقط اقتصادی نیست فرهنگی هم هست موجب تعامل و صلح و دوستی می شود متأسفانه از همه اینها غفلت کردیم، کشور همسایه ما ترکیه سال گذشته 29 میلیون گردشگر خارجی داشته است، باید زنجیره فعالیت ها در گردشگری از بدو ورود گردشگر تا لحظه خروج، به خوبی عمل کند هر حلقه ای، بد عمل کند کل جریان را از بین می برد.

افزایش بازدید از مجموعه پارسه

در حال جستجو در سایت بنیاد پژوهشی پاسارگاد و پارسه بودم که آمار بازدید از این مجموعه ها

به چشمم خورد، بسیار شــــــگفت آور بود که این آمار در همین چند ماه اخیر بسیار بیشتر از ماه

مشابه سال قبل بود.

بطور مثال در مرداد ماه ۹۱، ۳۳۷۶۶ نفر بازدید انجام شده که ۹۴۹ نفر از این جمع گردشگر خارجی

بود. اما در مرداد ۹۲، ۴۱۴۱۱ نفر بازدید انجام شده که ۲۲۳۷ نفر از این جمع گردشگر خارجی بود.

البته این آمار در روزهای و ماههای قبل انتخابات نسبت به سال قبل کاهش داشت اما پس از آغاز

کار دولت جدید اوضاع بهتر شده است.

امیدواریم با افزایش امکانات و بهبود سرویس دهی در مکانهای گردشگری شاهد افزایش بیشتر این

آمار باشیم.

بنیاد پژوهشی پاسارگاد

 

هشتم مهر ماه / بزرگداشت مولانا

به گزارش خبرنگار ادبیات خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، هشتم مهرماه در تقویم رسمی کشور به عنوان «روز بزرگداشت مولوی» ثبت شده، ولی امسال گویا جز یک برنامه، از برگزاری مراسم برای بزرگداشت این روز خبری نیست.

در ایران در سال 2007 که از سوی یونسکو به عنوان «سال مولانا» نام‌گذاری شده بود، برنامه‌های مفصل و متنوعی برگزار شد اما در سال‌های دیگر روز بزرگداشت مولانا غالبا آن‌چنان که شایسته‌ی نام و جایگاه اوست، گرامی‌ داشته نشده و نمی‌شود.

در هر حال حاضر، ماه‌گفتارهایی در بنیاد شمس تبریزی و مولانا برگزار می‌شود، به این ترتیب که مجموعه‌ی نشست‌های «شمس در آینه‌ی مولانا» هر ماه میزبان شمس‌پژوهان و مولوی‌شناسان است. هشتم مهرماه هم برای روز بزرگداشت مولانا قرار است برنامه‌ای با سخنرانی افرادی همچون محمدعلی موحد، مهدی محبتی، عباس کیارستمی و حجت‌الله ایوبی - رییس بنیاد - برگزار شود. حجت‌الله ایوبی که رییس بنیاد شمس و مولاناست، در دولت جدید به سمت رییس سازمان سینمایی منصوب شده و روزهای شروع کارش را در این سازمان می‌گذراند.

در ایران برای شاعرانی مثل حافظ و سعدی مرکزهایی با نام‌های حافظ‌شناسی و سعدی‌شناسی وجود دارد که متولی برگزاری روزهای این شاعران هم هستند. یا مثلا برای فردوسی در توس و خیام و عطار در نیشابور دست کم برنامه‌هایی از سوی مرکزهایی در همان‌ شهرها برگزار می‌شود، اما ظاهرا از آن‌جا که مقبره‌ی مولانا در قونیه است، در ایران نهادی خود را مسؤول برگزاری بزرگداشت این شاعر مطرح در سطح جهان نمی‌داند.

غلامرضا اعوانی هم زمانی که رییس مؤسسه‌ی پژوهشی حکمت و فلسفه‌ی ایران بود، از راه‌اندازی مرکز مولاناپژوهی در این مؤسسه خبر داده بود، که از آن هم خبری نیست.

همچنین در سال‌های گذشته، همایش‌هایی با محوریت پیوند «خوی، قونیه و نیشابور» و «خوی، قونیه و شیراز» برگزار شد که دیگر از این دست برنامه‌ها هم خبری نیست.

همه‌ی این‌ها در حالی است که ترکیه به‌خاطر وجود مقبره‌ی مولانا در قونیه، مولانا را شاعری ترک معرفی می‌کند و ترجمه‌ی «مثنوی معنوی» او را برای چهره‌های سرشناس دنیا می‌فرستد. همچنین از این رهگذر، درآمد ارزی بسیاری برای خود ایجاد کرده است.

به گزارش ایسنا، در معرفی مولانا می‌خوانیم: جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولانا ششم ربیع‌الاول سال 604 هجری در شهر بلخ که آن زمان جزوی از خراسان امروزی بود، به دنیا آمد و به سبب این‌که در سال 628 هجری در شهر قونیه از بلاد روم وفات یافت، به مولانای روم مشهور شد.

پدر او مولانا محمد بن حسین خطیبی معروف به بهاءالدین ولد و سلطان‌العلما، از بزرگان صوفیه و مردی عارف بود و نسبت خرقه‌ی او به احمد غزالی می‌رسید. در روایت‌ها آمده است، سلطان‌العلما احتمالاً در سال ۶۱۰ هجری قمری، هم‌زمان با هجوم چنگیزخان از بلخ کوچ کرد. روایت شده ‌است که در مسیر سفر با فریدالدین عطار نیشابوری نیز ملاقات داشت و عطار، مولانا را ستود و کتاب اسرارنامه را به او هدیه داد. او به قصد حج، به بغداد و سپس مکه و پس از انجام مناسک حج به شام رفت و تا اواخر عمر آن‌جا بود و علاءالدین کیقباد پیکی فرستاد و او را به قونیه دعوت کرد. مولانا در 19سالگی با گوهر خاتون ازدواج کرد. سلطان‌العلما در حدود سال ۶۲۸ هجری قمری جان سپرد و در همان قونیه به خاک سپرده شد. در آن هنگام مولانا جلال‌الدین ۲۴ سال داشت که مریدان از او خواستند که جای پدرش را پر کند.

مولانا در ۳۷سالگی عارف و دانشمند دوران خود بود و مریدان و مردم از وجودش بهره‌مند بودند تا این‌که شمس‌الدین محمد بن ملک داد تبریزی نزد مولانا رفت و مولانا شیفته او شد. در این ملاقات کوتاه او دوره‌ی پرشوری را آغاز کرد. در این ۳۰ سال مولانا آثاری بر جای گذاشت که آن‌ها را از عالی‌ترین نتیجه‌های اندیشه‌ی بشری می‌دانند.

در حدود سال ۶۴۲ هجری قمری شمس تبریزی به مولانا پیوست و چنان او را شیفته کرد، که مولانا درس و وعظ را کنار گذاشت و به شعر و ترانه و دف و سماع پرداخت و از آن زمان طبعش در شعر و شاعری شکوفا شد و به سرودن شعرهای پرشور عرفانی پرداخت. کسی نمی‌داند شمس تبریزی به مولانا چه گفت و آموخت که دگرگونش کرد.

شمس بیش‌تر از سه سال در شهر قونیه نماند و به عللی که تفصیل آن را باید در شرح احوال مولانا دید، در شبی در سال 645 این شهر را ترک کرد و ناپدید شد. مولانا در فراق او روزگاری سخت سپری کرد و در پی شمس به شام و دمشق رفت، اما شمس را پیدا نکرد و به قونیه بازگشت. اما او هر چند شمس تبریزی را نیافت، ولی گویی حقیقت شمس تبریزی را در خود یافت و دریافت که آن‌چه به دنبالش است، در خودش حاضر است. چندین سال گذشت، ولی یک بار دیگر حال و هوای پیدا کردن شمس تبریزی در سر مولانا افتاد، بنابراین به دمشق رفت؛ اما باز هم شمس تبریزی را نیافت و به قونیه بازگشت. مولانا پس از مدت‌ها بیماری در پی تبی سوزان در غروب یکشنبه، پنجم جمادی الآخر ۶۷۲ هجری قمری درگذشت.

مثنوی معنوی، دیوان شمس و فیه ما فیه از آثار مشهور مولانا هستند. مولانا کتاب مثنوی معنوی را که مشتمل بر 26 هزار بیت می‌شود، با بیت «بشنو از نی چون حکایت می‌کند / از جدایی‌ها شکایت می‌کند» آغاز می‌کند، که این مثنوی را چکیده‌ی کل مثنوی معنوی می‌دانند. این کتاب از شش دفتر تشکیل شده و یکی از برترین کتاب‌های ادبیات عرفانی کهن فارسی و حکمت پارسی پس از اسلام است. این کتاب در قالب شعری مثنوی سروده شده ‌است که در واقع عنوان کتاب نیز هست. اگرچه قبل از مولوی، شاعران دیگری مانند سنایی و عطار هم از قالب شعری مثنوی استفاده کرده بودند، ولی مثنوی مولوی از سطح ادبی بالاتر برخوردار است که آن را به درخواست حسام‌الدین چلبی سروده است

یک قدم خوب برای حفظ آثار تاریخی

چند روز  پیش و از زبان یکی از کارشناسان سازمان میراث فرهنگی شنیدم که قرار است بر روی برخی

از آثار تاریخی که در زیر تابش شدید آفتاب قرار دارند سایبان و سقف ایجاد شود.

با این کارشناس در کنار آرامگاه کوروش بزرگ هم کلام شدم و افزود مراحل ابتدایی و برنامه ریزی های

اولیه برای انجام این طرح بر روی مقبره کوروش انجام شده است.

بنظر می آید این کار با نظارت سازمان جهانی یونسکو انجام خواهد شد.

25 اردیبهشت روز فردوسی بزرگ گرامی باد

فــــــــــــــریدون فرخ فرشته نبود

ز مشک و زعـــــنبر سرشته نبود

بداد و دهش یافــــــت آن نیکویی

تو داد و دهش کن فــریدون تویی

بخشی از داستان ضحاک در شاهنامه حکیم ابوالقاسم فردوسی که بی تردید ادب پارسی وام دار

تلاش های بزرگ او در راه پاسداری از زبان پارسی است.

در روزگارانی که عرب سحراهای بی بر و رحمت حجاز و خلفای رنگارنگ تازه ره به دیار پارس یافته آن،

ایران را بهشتی بر روی زمین یافته بودند و برای تسلط بیشتر شمشیرشان را هر روز بر ایران و ایرانی

می کشیدند و آیین و مهر و حتی نام ایرانی را هراسی بزرگ بر خود و جاه خود می دیدند مردی چون

فردوسی بزرگ با سرودن شاهنامه زبان و فرهنگ و آیین ایرانی را به نیکی پاس می دارد و امروز پس

از ده ها قرن سینه به سینه شاهنامه بر ما رسیده است که بواقع سندی دلربا از فرهنگ ناب ایرانی

است و بقول استاد شهرام ناظری عزیز شاهنامه  یک اقیانوس بزرگ است که همه هنرها از موسیقی،

نقاشی، سینما، داستان و ... دانش‌هایی چون تاریخ، جامعه‌شناسی، روانشناسی و ... و معارفی از

جمله عرفان در آن متجلی است. بدون اغراق هر چه در دنیا می‌توان تصویر کرد یا موجودیت دارد، در

شاهنامه گنجانده شده است.

گرامی باد نام و یاد فردوسی بزرگ

شهرام ناظری: علت بی‎توجهی به شاهنامه نامعلوم است

خبرآنلاین در ادامه نوشت: انگار صدایش برای شاهنامه خوانی آفریده شده است؛ لحن حماسی

او به خوبی با اشعار فردوسی هم خوان می شود و بر دل شنونده می نشیند. او مرد عرصه‌های

پر خطر و کمتر آزموده شده آواز ایران است؛ شهرام ناظری بعد از آن که مولوی خوانی را در موسیقی

کشور جا انداخت، اینک به سراغ اشعار فردوسی رفته است. کنسرت‌های پنج سال اخیرش در ایران

و چند کشور دیگر که در آن داستان ضحاک روایت می‌شود، همیشه مورد استقبال مخاطبان قرار گرفته

است. به مناسبت 25 اردیبهشت، روز بزرگداشت فردوسی، پای صحبت‌هایش نشسته ایم و از منظر او

به شاهنامه نگاهی دوباره انداخته‌ایم.

با این که شاهنامه نزدیک به 10 قرن است که ورد زبان ایرانیان است، اما تنها 5 سال می‌شود که موسیقی ایرانی، آن هم به همت شما به سراغش رفته است. چرا؟

دلایل این بی توجهی نامعلوم یا بهتر بگویم موهوم است. البته ما چون تاریخ موسیقی نوشته شده و مدونی نداریم، نمی‌توانیم در باره گذشته‌های دور داوری کنیم. اما در 100 سال اخیر با قاطعیت می‌توان گفت هیچ خواننده ایرانی به سراغ شاهنامه نرفته است.

در مورد 100 سال اخیر می‌توان داوری کرد؟

خوانندگان سنتی ما عادت داشته و دارند که همیشه از روی یک الگو حرکت کنند و چون خواندن شاهنامه سابقه نداشته، کسی شهامت نکرده به آن نزدیک شود. در واقع چون در موسیقی ایرانی قالب و معیاری برایش وجود نداشته، در دوره معاصر مورد توجه قرار نگرفته است.

این جدایی چقدر ریشه در ویژگی های موسیقی ردیف دستگاهی ایران داشته و دارد؟

موسیقی سنتی بیشتر حال و هوای تغزلی را می پسندد و برای همین با اشعار حافظ، سعدی و ... دم خور است. این موسیقی خیلی نمی تواند با شعر روایت گونه شاهنامه جفت شود و حق مطلب را ادا کند.

همچنین کار کردن روی شاهنامه مطالعات و تخصص‌های زیادی می‌خواهد و فقط با اتکا به صدای خوب یا ردیف‌دانی نمی‌شود به سراغش رفت. برای این کار باید اسطوره‌ها، تاریخ و فرهنگ ایران باستان را به خوبی شناخت.

البته یک مسئله دیگر این است که در سده اخیر، به مرور لحن حماسی موسیقی ایرانی از دست رفته است. شما اگر دقت کنید، رد پای این لحن حماسی را حتی می‌توانید در صدای خواننده‌هایی مثل اقبال آذر، سلیمان امیر قاسمی، تاج و ... ببینید و بشنوید که هر چه به جلو آمده کم‌رنگ‌تر شده است. یعنی آنان با وجود آن که تغزلی می خوانده اند، اما رگه هایی از حماسه هم در صدایشان شنیده می‌شده است.

بعد چرا این رنگ حماسی از موسیقی ایرانی ناپدید شد؟

چون از 50 سال پیش کم‌کم یک عده‌ای اتو به دست گرفتند و به خیال خودشان خواستند صدای خوانندگان موسیقی ایرانی را صاف کنند. این طوری شد که موسیقی ایرانی ته مایه لحن حماسی‌اش را هم از دست داد.

اما خود شما هم که البته هیچ گاه این لحن حماسی صدایتان را کنار نگذاشتید، تنها 5 سال قبل به سراغ فردوسی آمدید؟ چرا این قدر دیر؟

من دست کم 30 سال پیش از هم‌دوره‌های خودم خواستم که دور هم جمع شویم و روی شاهنامه کار کنیم که نشد. این اشتیاق من در همه این سال ها وجود داشت که البته پاسخ درخوری نمی‌یافت. تا این که 5 سال قبل کلید این کار را با کمک پسرم (حافظ ناظری) زدم. او که در نیویورک موسیقی می خواند، یک ارکستر بین‌المللی را سامان داد و به همراهی هم در فرانسه و آمریکا کنسرت‌هایی را بر اساس داستان ضحاک برگزار کردیم.

چرا در ایران کنسرت ندادید؟

این جا اجازه شاهنامه‌خوانی ندادند، البته هیچ گاه نفهمیدم چرا ابتدا از فردوسی ترسیدند. با این حال بعد از سه سال، بعد از آن که دست اندرکاران، فیلم اجراهای فرانسه و آمریکا را دیدند، توجیه شدند که مجوز بدهند. از دو سال قبل ما کلید کار در ایران را زدیم و با کمک دوستان هنرمندم، گروه موسیقی فردوسی را راه انداختیم و این بار داستان ضحاک را به صورت مقامی نواختیم و خواندیم.

یعنی بر خلاف موسیقی ردیف دستگاهی، شاهنامه با نغمه ها و نواهای مقامی هم‌خوانی دارد؟

بله. شاهنامه با موسیقی مقامی و قومیت های ایرانی سنخیت نزدیک‌تری دارد و برای همین تمام سازهای گروه فردوسی مقامی هستند.

اما سازهای کمانچه و عود هم در کنسرت شما نواخته شدند.

بله اما این‌ها سازهایی هستند که در موسیقی نواحی ایران هم به کار گرفته می شوند. در ضمن نوازندگان کمانچه (یونس پاک نژاد) و عود (سعید نایب محمدی) در ارکستر فردوسی، در اصل مقامی‌نواز هستند که این سابقه در شیوه کارشان دیده می شود.

موسیقی شما روی داستان ضحاک با الهام از نغمات باستانی مناطق کردستان و کرمانشاهان شکل گرفته است. آیا ممکن است روزی بر پایه موسیقی دیگر نواحی ایران به سراغ اشعار فردوسی بروید؟

حتماً. برای مثال موسیقی مقامی شمال و مرکز خراسان یا بختیاری هم با لحن حماسی که دارند، برای همراهی با اشعار فردوسی خیلی مناسب هستند. در فرهنگ عامه و موسیقی این نواحی یک الفت و انسی با شاهنامه وجود دارد که به کار خیلی کمک می کند. ما باید از همه این ذخیره‌های فرهنگی کشورمان بهره ببریم و فضایی گسترده و متنوع را پدید بیاوریم. من در گام اول بیشتر نظرم به سمت غرب کشور و مناطق کردنشین بود که بی شک در ادامه به سراغ میراث موسیقایی دیگر نواحی هم خواهم رفت.

شما خودتان کرمانشاهی هستید و برای همین می خواهم بپرسم به نظرتان چرا شاهنامه در مردم آن منطقه این قدر جا باز کرده است؟

شاید باز می گردد به روحیه سلحشوری ساکنان زاگرس و منطقه غرب کشور. البته در شکل‌گیری فرهنگ یک منطقه، مسائل تاریخی زیادی دست به دست هم می دهند که باید با دقت و به درستی نتایج آن را تحلیل کرد. همه این پیش‌زمینه‌ها و عوامل باعث می‌شود که در یک منطقه شاهنامه بیشتر رواج پیدا کند و در یک جای دیگر کم‌تر.

شما که سال‌هاست روی شاهنامه دارید کار می‌کنید، این منظومه بزرگ حماسی را چگونه یافته‌اید؟

یک اقیانوس بزرگ است که همه هنرها از موسیقی، نقاشی، سینما، داستان و ... دانش‌هایی چون تاریخ، جامعه‌شناسی، روانشناسی و ... و معارفی از جمله عرفان در آن متجلی است. بدون اغراق هر چه در دنیا می‌توان تصویر کرد یا موجودیت دارد، در شاهنامه گنجانده شده است.

من دوشنبه در دانشکده ادبیات دانشگاه تهران در جمع استادان و دانشجویان در باره شاهنامه صحبت می‌کردم و بحث را با پنج بیت داستان بیژن و منیژه شروع کردم که به نظرم یک معجزه ادبی و هنری است. فردوسی در این چند بیت از آسمان شروع می‌کند، به زمین بر می‌گردد، در باره انسان صحبت می‌کند و ... چنان تصویر و تحلیلی ارائه می‌دهد که آدم می‌ماند چگونه او در پنج بیت توانسته این کار را انجام دهد.

تصویرسازی شاهنامه به معجزه می‌ماند، انسان‌گرایی‌اش بسیار امروزی است، روانشناسی دقیق شخصیت دارد، جامعه را خوب تحلیل می‌کند و ... برای همین می‌توانم بگویم فردوسی دنیا را در شاهنامه فشرده کرده و به درستی و به حق عنوان حکیم را به دست آورده است.

پس شنا در این اقیانوس خیلی باید سخت باشد.

بله، چون نیاز به آگاهی و مطالعه زیاد دارد. شاهنامه چه از نظر شکل و چه از نظر محتوا، بسیار دقیق و عمیق است و ره‌یافت به آن دانش ویژه می‌خواهد.

در واقع یک کوشش گروهی و گسترده را می‌طلبد.

همین طور است. کار ما گام اول بود که باید پی گرفته شود. برای قدم بعدی به یک فکر و برنامه اساسی نیاز داریم. باید کارشناسان، پژوهشگران، موسیقی دانان، ادیبان و ... دور هم جمع شوند و کار را دنبال کنند. کار هنری روی شاهنامه، خط مشی، برنامه، حمایت مراکز فرهنگی، بودجه و ... می‌خواهد.

تا چه حد خوشبین هستید این شرایط فراهم شود؟

آدم به امید زنده است. البته سابقه کار نهادهای فرهنگی نشان داده متاسفانه به این ارزش‌های ملی و انسانی بی‌توجه هستند.

یکی از ویژگی‌های شاهنامه، اندک بودن واژگان غیر فارسی آن است. پژوهشگر و استاد محترم، جلال خالقی مطلق می‌گوید که تنها پنج درصد این حماسه کلمات عربی است. برای همین اشعار فردوسی، با سروده های شاعران سبک عراقی چون سعدی و حافظ که از کلمات عربی زیاد سود برده‌اند، تفاوت دارد. این تفاوت آیا در کار شما که اشعار همه این بزرگان را خوانده‌اید، تاثیری می‌گذارد؟

من خودم از سال‌ها قبل شیوه‌ای به کار گرفته‌ام تا لحن عربی ادای کلمات را کنار بگذارم و آن‌ها را ایرانی بخوانم. خب این رویه با شاهنامه فردوسی نزدیکی و هم‌خوانی دارد.

منظورتان از لحن فارسی یا عربی ادای کلمات چیست؟

لحن ادای کلمات در زبان فارسی و عربی تفاوت دارد. برای آن که مطلب روشن شود، به اذان مرحوم موذن زاده اردبیلی اشاره می‌کنم. چرا این اذان به گوش شما آشنا تر از نمونه های عربی است؟

چون در دستگاه های ایرانی خوانده شده است.

فقط این نیست، مهم‌تر آن است که لحن ایرانی دارد. برای مثال عرب‌ها «لا» را با حالت فتحه تلفظ می‌کنند و بیشتر «لَ» ادا می‌کنند، اما موذن زاده خیلی رسا و شفاف آن را «لا» می‌خواند. این باعث می‌شود اذان او برای ایرانیان دلنشین تر باشد.

شاهنامه داستان‌های اسطوره ای، پهلوانی و تاریخی زیادی دارد. چرا از میان همه آن‌ها به سراغ داستان ضحاک رفتید؟

چون دیدم خیلی با روح ایرانی عجین است، چرا که استقلال کشور و فداکاری در راه آن را نشان می‌دهد. درفش کاویانی، پرچم هویت ملی ماست و شخصیت کاوه آهنگر، توده‌های مردم این سرزمین را نمایندگی می‌کند. همچنین داستان ضحاک، جنگ سیاهی و سپیدی و نبرد خیر و شر را روایت می‌کند که موضوعی همیشگی و جهانی است.

البته یک دلیل شخصی هم دارم، چرا که وقتی شروع کردم به خواندن این داستان، به هیچ وجه نتوانستم از آن جدا شوم و در این چند سال همیشه چیزهای جدیدی را در آن کشف کرده‌ام.

سرقت از بزرگترین موزه شمال غرب ایران!

شاید خنده دار باشد اما بواقع خبری تلخ است. چند شئ قدیمی و مربوط به دوره ساسانی از

موزه آذربایجان (بزرگترین موزه شمال غرب ایران) به سرقت رفته است.

در روزگاری که هر مغازه ای یک دوربین مدار بسته دارد و هزاران راه امنیتی برای پیش گیری از

سرقت در دنیا وجود دارد مکانی مثل موزه براحتی مورد دست برد قرار می گیرد. با این وضع چه

اطمینانی می توان داشت که باز هم چنین اتفاقاتی تکرار نشود؟