ایران که امن نیست!!!

به نقل از خبرگزاری ایسنا:

سیروس اعتمادی - عضو جامعه‌ی تورگردانان ایران - به خبرنگار سرویس گردشگری خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) گفت: گروهی از گردشگران از یک کشور اروپای شرقی قرار بود به ایران سفر کنند که وقتی به سفارتخانه‌ی ایران در آن کشور رفتند تا ویزای خود را بگیرند، کارمند آن سفارتخانه یک سوال از این گردشگران می‌پرسد که همین پرسش آن‌ها را از آمدن به ایران منصرف می‌کند.

او ادامه داد: کارمند آن سفارتخانه پرسید، چرا به ایران می‌روید آنجا که امن نیست؟ گردشگران هم وقتی این حرف را از نماینده‌ی رسمی ایران شنیدند، نگران و دچار تردید شدند و درخواست خود را برای گرفتن ویزای ایران باطل کردند.

این تورگردان افزود: این موضوع را از گردشگران خارجی شنیده‌ام که برخی کارمندان سفارتخانه‌های ایران با حرف‌های ابهام‌آمیزی که درباره‌ی اوضاع امنیت در کشور ما می‌زنند، آن‌ها را نگران و مردد می‌کنند. این اتفاق در حالی رخ می‌دهد که ایران همچنان در هجوم تبلیغات منفی رسانه‌های غربی گرفتار است و ما در این شرایط به زحمت نظر گردشگران خارجی را نسبت به ایران تغییر می‌دهیم، آن‌وقت هنگام به نتیجه رسیدن زحمات‌مان با این اتفاق‌ها مواجه می‌شویم.

شب یلدایی دیگر...

شب یلدای دیگری در راه است

قدر هم را بدانیم و در کنار هم باشیم

شاد باشیم و برای دل شاد دیگران تلاش کنیم

که فرصت برای خوبی ها کم است

شب یلدا بر همه تان خوش

خوارزمشاهیان

خوارزمشاهیان لقب فرمانروایانی بود که در خوارزم حکومت می کردند.

آنها که بازماندگان غلام ترکی به نام نوشتکین بودند، در ابتدا ازجانب دولت سلجوقی گمارده می­شدند
اما بعد با آنها درافتاده و طی چندین نبرد قدرت را به دست گرفتند و 138 سال بر قسمت­های عمده­ای
از ایران حکومت کردند.
 
دستگاه حکومتی خوارزمشاهیان همانند دورۀ سلجوقی بود و طبق روال، این دستگاه اعم از کشوری
و لشکری زیر نظر سلطان قرار داشت و شخص دوم مملکت وزیر یا خواجۀ جهان بود.
 
اما مهم­ترین رخداد در زمان خوارزمشاهیان حملۀ مغولان به ایران به­شمار می­آید که سبب­ساز آن را باید
 سلطان محمد خوارزمشاه دانست. او که در مدت سلطنت 22سالۀ خود فتوحات و پیرزوی­های زیادی 
به­دست آورده بود، با کشتن فرستادگان مغول که بیشتر به قصد ایجاد روابط تجاری آمده بودند، خشم آنان
 را برانگیخته و موجب تحقق فاجعه­ای شد که همانند آن در تاریخ انگشت­شمار است.

* منبع خبرگزاری میراث فرهنگی

هفته نامه پارسه سرزمین مادری (شماره اول)

این اولین شماره هفته نامه الکترونیکی پارسه سرزمین مادری است.

*****

خبرهای هفته

* مشکل بیمه هنرمندان ایران با 30 میلیار تومان حل می شود. اگر دولت این مبلغ و منابع آن را تامین کند.

* نه اثر باستانی کشور کره جنوبی که سرقت و به امریکا منتقل شده بود به این کشور بازگردانده شد. امیدواریم

این اتفاق برای آثار ایرانی سرقت شده هم پیش آید.

* خبر عجیبی که روز دوشنبه هجده آذر ماه در خروجی سایتها دیدیم مسئله استفاده توریستهای خارجیی که وارد

ایران می شوند از قرص های ضد ادرار استفاده می کنند و دلیلش نبود سرویسهای بهداشتی پاکیزه در ایران بود.

* پیش بینی می شود مرگ نلسون ماندلا، سبب رونق اقتصادی کشور افریقای جنوبی شود!

*****

مناسبت هفته

در طول هفته پیش روی چند مناسبت فرهنگی قرار دارد. شاید بتوان به زادروز علی اکبر 

سیرجانی در روز بیست آذر اشاره کرد. ضحاک ماردوش،بیچاره اسفندیار و در آستین مرقع

 از آثار وی می باشد. همچنین روز بیست و یکم آذر ماه زاد روز احمد شاملو می باشد.

بیست و دوم آذر ماه نیز سالمرگ ابوریحان بیرونی دانشمند بزرگ ایرانی است.

*****

مقاله هفته

مس گری

از کهن ترین صنایع دستی ایرانی، هنر مسگری است. آثار بسیار زیادی از این هنر در موزه های سراسر ایران

قابل مشاهده می باشد. مسگری در ایران به بیش از پنج هزار سال پیش باز می گردد و به نظر می آید اولین فلز

مورد کشف بشر همین مس باشد و گویا اولین فلز کاران جهان نیز ایرانیان بوده اند.

کاشان، اصفهان، زنجان، کرمان و شیراز از مراکز بزرگ مسگری ایران بوده اند و می باشند.

بازار مسگر ها عنوانی است که در بسیاری از شهرهای ایران در قدیم وجود داشته و اکنون نیز چنین بازارهایی

در اقصی نقاط ایران و بخصوص در شهرهای یاد شده وجود دارد.

این هنر نیز مثل هنر های دیرینه ایرانیان این روزها نیاز به توجه بیشتر و آموزش به جوانان دارد. ایجاد انگیزه

و بهبود فضای کار برای اینگونه هنر ها مانع، از بین رفتن هنر های تاریخی می شود.

*****

شماره دوم مجله اینترنتی پارسه سرزمین مادری هفته آینده دوشنبه

نماد مبارزه با نژاد پرستی از دنیا رفت

خبر را طولانی نمی کنیم. نامش آنقدر بزرگ بود که هر دلی از مرگش اندوهگین شود.

« نلسون ماندلا » مرد بزرگ مبارزه با آپارتاید و نژاد پرستی ساعاتی پیش در گذشت.

وبگاه پارسه سرزمین مادری گرچه یک وبگاه خبری نیست اما به بخاطر شخصیت آن ،

مرد خوب و درستکار این مطلب را نوشتم.

یک تغییر

از هفته آینده هفته نامه پارسه سرزمین مادری در همین صفحه منتشر می شود. هفته نامه این وبگاه

با همین نام و با هر هفته سه مطلب ویژه منتشر می شود. امیدواریم این تغییر جدید بر جذابیت مطالب

این وبگاه بیافزاید.

شماره یک « هفته نامه پارسه سرزمین مادری » روز دوشنبه هفته آینده، در همین صفحه

اندر احوالات کامران میرزا

کامران میرزا، ملقب به نایب السلطنه و فرزند سوم ناصرالدین شاه بود. از لحاظ چهره شباهت زیادی به

پدرش داشت اما به دلیل آنکه از مادری قجر متولد نشده بود بعنوان ولیعهدی انتخاب نشد و مظفرالدین

شاه برادرش ولیعهد شد.

در سال 1265 بعنوان امیر کبیر، بالاترین عنوان نظامی قاجار را دریافت کرد.

حکومت تهران، گیلان، قزوین و مازندران را در دوران های متفاوتی در اختیار داشت و نیز سه بار عنوان

وزارت جنگ را.

پس از مرگ ناصرالدین شاه قدرت وی محدود شد و دخترش با ولیعهد مظفرالدین شاه ازدواج کرد.

در دوران سلطنت احمد شاه که نوه کامران میرزا بود وی دوباره بعنوان وزیر جنگ (برای بار چهارم) انتخاب

شد. در سن 72 سالگی به دلیل بیماری نقرس درگذشت و در جواز حرم حضرت معصومه دفن شد.

زبانهای عربی، فرانسه و آلمانی را بخوبی صحبت می کرد. 

مناطق کامرانیه، امیریه و منیریه فعلی در تهران باغات ییلاقی و قشلاقی کامران میرزا بوده اند که امروزه

نیز با همین نام ها شناخته می شوند.

یک پیشنهاد برای بهبود اوضاع گردشگری

پیشنهادی داریم برای بهبود اوضاع گردشگری و و تفریحات سالم مردم. در دولت قبل یک کاری صورت گرفته

بود بعنوان بنزین سفر، یعنی برای مسافرتهای نوروزی چند لیتری بیشتر بنزین به کارتهای اضافه می شد، با

تمام انتقادهایی که به دولت پیش داشتم و دارم اما این کار چندان هم بد نبود.

اما از بنزین مهم تر هم هست که گاهی مانع سفری درست و حسابی می شود.

* در حال حاضر در بسیاری از شهرهای گردشگر پسند ممنوعیت برای برپایی چادر دارند و از طرفی هزینه

 های هتل ها و مسافر خانه ها با جیب مسافرین سازگار نیستند. بهتر نیست جایگاههایی به همین منظور 

احداث شود تا بطور رایگان برای مسافرین سرویس ارائه کنند و امنیت مسافران هم لحاظ شود و حتی اگر

رایگان هم نبود با هزینه بسیار پایین تر ارائه خدمات کنند.

* همچنین بد نیست یک بار یا دو بار در سال یارانه ای بعنوان یارانه سفر به مردم پرداخت شود تا مردم بتوانند

حداقل سالی یکبار با خیالی راحت با خانواده به ایرانگردی بپردازند.

* ارائه اطلاعات مناسب به مسافرین جهت جلوگیری از هدر رفت زمان هم باید صورت بگیرد، گرچه چنین کاری

انجام می شود و اما بدلیل اطلاع رسانی کم مردم بسیاری از آن بی خبر اند.

خسروا گوی فلک در خم چوگان تو باد...

چوگان از ورزشهای قدیمی و باستانی ایرانی است که تبدیل به یک ورزش جهانی شده است. گرچه

اینروز ها ایران در ورزش چوگان در میان قدرتهای جهانی این رشته نیست و در داخل هم چندان بدان ،

بها نمی دهند اما نمی توان نام چوگان را بدون ایران آورد.

بیش از هفتاد و هفت کشور چوگان را بعنوان یک ورزش بازی می کنند و نیز چوگان زمانی از رشته های

المپیکی محسوب می شد. چوگان همچنان یک ورزش شناخته شده جهانی است.

همه کودکان را به میدان فرست                  برای دیدن گوی و چوگان فرست

این تک بیت از فردوسی و چندین و چند بیت دیگر در ادب پارسی نمایانگر آن است که در گذشته چوگان

از رشته های مورد علاقه ایرانیان بوده است.

اخیرا کشور آذربایجان که خود تاریخ و بودنش را مدیون تاریخ ایران بزرگ است مدعی شده چوگان ورزشی

متعلق به این کشور است. جای تاسف است که کشورهای نو ظهور و بی ریشه برای آنکه سری در سرها

در بیاورند به داشته های فرهنگی دیگر کشور ها چنگ می زنند.

دیدنیهای آباده

مختصری درباره شاه عباس صفوی

مختصر آشنایی با شاه عباس و دوران و اقداماتش:

* در ماه رمضان 978 ه.ق متولد شد، در ابتدا وی را عباس میرزا می خواندند.

* تاجگذاری در هجده سالگی

* القاب شاه عباس یکم، شاه عباس کبیر و شاه عباس بزرگ به وی منتصب شده بود.

* از آثار معروف برجای مانده از وی عالی قاپو اصفهان، میدان نقش جهان و مسجد اصفهان است.

* مادری مازندرانی داشت و به همین دلیل همواره توجهی خاص به این خطه داشت.

* او به شعر و نقاشی و موسیقی و معماری توجه داشت؛ و به علما و هنرمندان علاقه می‌ورزید.

ملاصدار، میر فندرسکی، میر داماد و شیخ بهایی و... از فاضلان عهد وی بودند. 

شاه عباس مردی دیندار بود و به ویژه به حضرت علی علیه السلام سخت ارادت می‌ورزید.

*  فرهنگ معماری هنوز نیز متأثر از آن دوره می‌باشد.

* همسران متعددی داشت!

* بندر گمبرون را از دست پرتقالی ها در آورد و از همان زمان مردم جنوب نام بندر عباس بر آن نهادند.

* در 60 سالگی در گذشت ، عالم آرای عباسی در مورد مرگ وی می گوید شاه در خوردن و آشامیدن

زیاده روی و به سبب سنگینی معده تب نمود و ...

نور خدا...

در خــــرابات مغان نور خـــــــدا می بینم

این عجب بین که چه نوری ز کجا می بینم

جلوه بر من مفروش ای ملک الحاج که تو

خانه می بینی و من خانه خدا می بینم

خـــــواهم از زلف بتان نافه گشایی کردن

فــــکر دور است همانا که خطا می بینم

سوز دل اشک روان آه سحــــر ناله شب

این همه از نـــــظر لــــطف شما می بینم


(حافظ شیرازی)

قسمت چهارم داستان ضحاک

بعد از یک سال تصمیم گرفتیم با تمام مشکلات موجود داستان ضحاک در شاهنامه را ادامه بدهیم.

در پایان قسمت سوم تا بدان جا رسیدیم که شیطان در لباس طبیبی ظاهر شد تا علاجی برای دو

مار روییده بر دوش ضحاک پیدا کند.

------

طبیب چاره را در سیر نگاه داشتن مار ها می بیند و خب! چه غذایی؟

مغز مردان جوان فقط مار ها را راضی می کرد...

چه مثال زیبایی فردوسی حکیم میزند، مغز مرد جوان! کانون اندیشه و سازندگی! عجب ابلیسیست.

هر روز سربازان ارگ حکومتی پسران جوان را با زور دستگیر و به کاخ می بردند و مغز جوان خردمـــــند

ایرانی را به خورد مارهای بر دوش ضحاک روییده می دادند  تا مبادا شاه از درد دو مار غمگین شود!

پایان قسمت چهارم

میرزا رضا...

شاید در کوتاه ترین توصیف برای او بتوانم بنویسم: قاتل ناصر الدین شاه و شاگرد سید جمال الدین اسد آبادی.

در سال 1226 در کرمان متولد شد و مدت ها در زندان هم بند حاج سیاح معروف بود. او که تنها برای شکایت از

حاکم کرمان وارد تهران شده بود با کج خلقی و آزار کامران میرزا روبرو شد و در تصمیمی عجیب قصد به قتل او

کرد. اما پس از مدتی با تغییر رای، تصمیم به قتل عامل تمام ستم ها، به زعم خویش گرفت و هدف او کسی

غیر از ناصرالدین شاه نبود.

17 اردیبهشت 1275، مصادف با پنجاهمین سالگرد سلطنت ناصرالدین شاه، میرزا رضای کرمانی ستم دیده از

دست حکومت ناصری، با پنج لول روسی جان سلطان صاحبقران را گرفت.

میرزا رضای کرمانی در صبح پنج شنبه 22 مرداد 1275 به دار آویخته شد.

*****************

نام وی در تاریخ ایران همواره باقی خواهند ماند و ما نقدی بر درستی و یا نادرستی

عمل وی نداریم. وی به طولانی ترین پادشاهی یک شاه در ایران طی قرون اخیـــــــر

پایان داد و لقب شاه شهید نیز به همین دلیل در آن دوران به ناصرالدین شاه داده شد.

مینا کاری

میناکاری یا میناسازی هنری است که سابقه‌ای در حدود پنج هزار سال دارد و از صنایع دستی محسوب می‌شود. امروزه این هنر بیشتر بر روی مس انجام می‌شود ولی می‌توان بر روی طلا و نقره نیز آن را به عمل آورد. طلا تنها فلزی است که به هنگام ذوب شدن مینا اکسید نمی‌شود از اینرو امکان اجرای طرحی همراه با جزئیات و با شباهت هر چه تمامتر بر روی مینا را ایجاد می کند در حالی که میناهای مسین و نقره ای چنین کیفیتی را ندارند. شکل‌گیری مینا نیز از ترکیب اکسیدهای فلزات و چند گونه نمک در مجاورت حرارت بالا می‌باشد که رنگ‌ها در طول زمان و بر اساس دما بوجود می‌آیند. امروزه در ایران کانون تولید میناکاری شهر اصفهانوشیرازمی‌باشد و استادان برجسته‌ای در تولید آثار مینا مشغول به فعالیت هستند.

سفری کنید، به اولین پایتخت ایران

به نقل از خبرگزاری میراث فرهنگی:
گفته می‌شد که «هگمتانه» نخستین شهر ایران است که در حدود سال 728 پیش از میلاد به دستور حاکم ماد به عنوان پایتخت بنا شد. هگمتانه که به معنای محل تجمع است پس از دوره ماد و در زمان هخامنشیان پایتخت ییلاقی باقی ماند. این شهر در دوره‌های اشکانی، سلوکی، ساسانی و پس از اسلام نیز اهمیت خود را حفظ کرد.
 
مورخان بسیاری درباره این شهر نوشتند و توصیف‌های مختلفی صورت گرفت، از آن جمله هفت حصار، هر یک به رنگی بر گرد آن کشیده شده بود. باید یادآور شد که این باروها برای مراقبت از کاخ و گنجینه فرمانروا بنا شده بود و مردم عادی می‌بایست خانه‌های خود را بیرون از این دیوارها می‌ساختند.
اینک بافت تاریخی هگمتانه در مرکز شهر همدان واقع شده و بارها موضوع کاوش باستان‌شناسان ایرانی و خارجی قرار گرفته است. طی این کاوش‌ها اشیای متعددی علاوه بر بخش‌های مختلفی مانند قسمتی از سیستم آبرسانی، بناها و همچنین حصار دور آن کشف شد. هرچند کاوش‌های اخیر توسط زنده‌یاد مسعود آذرنوش، نشان داد که هگمتانه متعلق به مادها نبوده و این پایتخت افسانه‌ای احتمالا در جای دیگری از همدان واقع شده‌است.
 
با توجه به آنچه گفته شد، هگمتانه می‌تواند مبدأ خوبی برای سفر و بازدید آثار در همدان باشد. این مجموعه که با وسعت تقریبی 25 هکتار در دو سوی خیابان قرار دارد چند اثر دیگر شامل موزه هگمتانه، کلیسای مریم مقدس و کلیسای گریگور استپان را نیز در خود جای داده است.
 
جست‌وجو برای در این محوطه باستانی برای یافتن شهر مادها از سال‌ها پیش آغاز شد. دمرگان و کیتر از جمله کسانی هستند که بیشتر از دیگران به هکمتانه توجه داشتند. شارل فوسی نیز در سال 1913 میلادی در گودال معروف به شترخواب یا گودال فرانسوی‌ها که مقابل موزه هگمتانه قرار دارد، دست به کاوش‌هایی زد که هیچگاه گزارشی از نتایج آن منتشر نشد. پس از یک وقفه، مرکز باستان‌شناسی ایران در سال‌های 1347 و 1348 اقدام به خرید منازل مسکونی موجود بر تپه هگمتانه کرد و عملیات تا سال 53 ادامه یافت. پس از پیروزی انقلاب اسلامی کاوش‌های باستان‌شناسی در سال 1362 آغاز شد.

گذری بر فرهنگ ایرانی در دوران سلجوقی

خیلی جالب است بدانید در دوران سلجوقی که بین سالهای 1037 - 1194 میلادی بر ایران زمین

حکمرانی می کردند چه نامداران فرهنگی در این بوم و بر می زیسته اند. با هم نگاهی گذرا داریم

بر نامهای بزرگ این دوران:

- نظامی گنجوی، خاقانی، خواجه عبدالله انصاری، اسدی طوسی، ناصر خسرو، ابوالفضل بیهقی ،

سنایی و انوری...

* در این دوران برخی پادشاهان سلجوقی نیز شعر می سرودند. در این دوره کتابهای بسیاری به

زبان عربی نوشته شد (عربی در آن زمان زبان دینی محسوب می شد.)

- بزرگانی چون سهروردی، امام محمد عزالی و امام فخر رازی نیز در این روزگاران می زیسته اند.

تماشاگه پول!

یکی از موزه های جالب در تهران موزه پول یا همان « تماشاگه پول » است. این موزه از سال 1376

راه اندازی شد. این موزه یکی از موزه های تخصصی موجود در ایران است.

بیش از 1400 سکه و نیز 750 قطعه اسکناس و ... را میتوانید در این موزه ببینید.

از چند سال قبل نیز بخشی به موزه اضافه شده که در آن سکه و اسکناس های غیر ایرانی را برای

دوستداران موزه گردی به نمایش گذاشته اند.

چرا فیلم خوب تاریخی نداریم؟

وقتی فیلم 300 ساخته شد در ایران خیلی ها شروع به اعتراض کردند و در همان اوضاع عده ای هم

گفتند: خب ما هم در جوابشان فیلم می سازیم!

در طول این سالها فیلمهای زیادی در مورد تاریخ باستان و معاصر ایران توسط شرکتهای معتبر امریکایی

و غیره ساخته شده و ما هنوز قرار است جواب 300 را بدهیم! حالا اینکه اصلا لازم است در پـــاسخ به

یک داستان پردازی، پاسخی دندان شکن داد یا نه به جای خود! آیا ما شرایط ساخت این فیلم را داریم؟

در طول این ســــــالها فیلمهای تاریخی مثل کلاه پهلوی، در چشم باد و ... و نیز فیلمهایی با موضوعیت

داستان های قرآنـــــی ساخته شد اما چرا جایی برای فیلمهای تاریخی ایرانی به شکل و گفتار امروزی

فاخر ساخته نشد؟

چرا در فیلمی مثل کلاه پهلوی که به اوایل همین قرن باز می گشت تصویری نچندان واقعی از اوضاع و

احوال مردمان آن روزگار به نمایش در آمد؟ چرا نباید به واقعیات تاریخی خودمان ببالیم و همواره بخاطر در

نظر گرفتن خط و خطوطهایی هر از چند گاه با پتک توی سر خودمان بکوبیم؟ جواب به 300 پیشکش!

آفرین

طی بیست و چهار ساعت اخیر اتفاقات سیاسیی رخ داده که باعث خوشحالی و امیدواری مردم

عزیز ایران شده است. امیدوارم این امید و شادی ها ادامه پیدا کند و دولت تدبیر و امــــــید بتواند

بر اساس قراری که با مـــــــــردم گذاشته است تا جایی پیش برود که تمامی تحریم ها لغو شود.

به نقش آفرینان این اتفاق آفرین می گوییم.                                                                  

                                                                 پارسه سرزمین مادری