دوش چه خورده‌ای دلا راست بگو نهان مکن
چون خمشان بی‌گنه روی بر آسمان مکن

باده خاص خـــــورده‌ای نقل خلاص خورده‌ای

بوی شراب می زند خربزه در دهان مکن

روز الست جـــــان تو خورد میی ز خوان تو

خـــواجه لامکان تویی بندگی مکان مکن

دوش شـــــــــــراب ریختی وز بر ما گریختی

بار دگـــــــــر گرفتمت بار دگر چنان مکن



شعر از مولوی