بدون عنوان !
بعد از مدتها ننوشتن امشب، آمدم تا یادی کنم از خاطرات سالهای قبل و دوباره بنابر عادت بنویسم، زمانی دوست داشتم بنویسم، هر چند ضعیف و ساده و ابتدایی اما نوشتم، دوست داشتم نوشته هایم خوانده شوند، کم و بیش خوانده شدند.
اما اینروزها طور دیگری هستم، حال دیگری هستم. از ایران نوشتن کار سختیست در این روزها، ایران بزرگ ما اینروز ها شاید درگیر مسائل سخت اجتماعی و ... باشد اما شاید یک چیزی در این میان کمتر دیده میشود و آن شرایط زیستن مناسب در این پهنه تاریخیست. بحران زیست محیطی، آلودگی زمین و هوا، خشک شدن بسترهای آبی، از بین رفتن پوشش گیاهی، فرسایش خاک، انقراض حیوانات بومی، آتش سوزی جنگلها و...
ما این خاک را پس از هزاران سال به امانت گرفتیم ولی امروز با از دست دادن یک یک هر کدام از مواردی که گفته شد شاید ایران قرنی دیگر و شاید زودتر !!!! جایی برای زندگی نباشد.
بیاییم ایران را این، دژ مستحکم تاریخ را دریابیم.
مینویسم ،