یکصد و شصت و دو سال از آن فاجعه گذشت؛ از آن دسیسه سیاه، از آن فاجعه سیاه قـــــــجری!

بیستم دیماه سال 1230 در کاشان بود، امیر کبیری که در طول دوران چهار ساله صدارتش منشاء

تحولات چشمگیر در ایران آنروز گاران بود باید کشته می شد.

در اندرونی دربار سلطان صاحبقران، مادر ناصرالدین شاه، مهدعلیا و برخی دیگر آنقدر تیغـــشان تیز

یود که رگهای امیر کبیر را بزنند.

بانی دارالفنون، حامی تولید و صنایع داخلی، باید در آنروز کشته می شد.

کسی که سبب شد تا القاب درباری کمتر استفاده شوند و کسی که با درایت خود توانست آبروی

از دست رفته روابط با کشورهای خارجی را برای ایران بازگرداند باید کشته می شد.

بله؛ امیر کبیر مردی بود که استعمارگران و خود خواهان توان تحمل او را نداشتند. امیر کبیر باید کشته

می شد تا نام نیکش در طول تاریخ همیشه باقی بماند و ننگی ابدی برای قاجار و بد خواهان ایران.