در گرمای شدید تابستان امسال بازهم و به طور ناگهانی کوله بار را بستم و راهی مسافرت شدم.

این بار هم مقصد نهایی شیراز بود و راه پیش روی چیزی نزدیک به یکهزار کیلومتر.

به نظر میرسد شیراز برای هر گردشگری پایان ناپذیر است و تکرارش آزار دهنده نیست. بخصوص که

اینبار ظاهر شهر نیز بیش از شهریور سال قبل تغییر کرده بود. بهر حال در چنین گرمای توان فرسایی

چه چیزی شیرین تر از فالوده شیرازی و چه چیزی لذت بخش تر از اینکه در زیر سایه درختان کهن باغ

دلگشا نشستن؟! باغی در جوار آرامگاه استاد سخن سعدی.

آب جاری در این باغ از چشمه قنات جاری در آرامگاه سعدی روان است و  جالب است بدانید قدمت این

باغ به دوران ساسانیان میرسد. البته در ادوار دیگر بویژه صفویه و قاجاریه عمارتهایی در آن ساخته شد.