نباشد همی نیــــک و بد پایدار

همان به که نیکی بود یادگار

دراز است دست فلــک بر بدی

همی نیکویی کن اگر بخردی

چو نیکی کنی، نیکی آید برت

بدی را بدی باشد اندر خورت

چو نیکی نمایدت کیهان خدای

تو با هر کسی نیز نیکی نمای

نمانیم کین بـــــوم ویران کنند

همی غارت از شهر ایران کنند

نــــخوانند بر مــا کسی آفرین

چو ویران بود بوم ایران زمین

دریغ است ایران که ویران شود

کنام پلنگان و شیران شود

شاهنامه فردوسی