یک ساعت و چندین بار تاسف!

طبق عادت یک کتاب برای مطالعه در روزهای آتی انتخاب کردم، « کهن دیار » جلد اول را بــــرای روزهای

پیش روی برداشتم و یک ساعتی مشغول بودم. اصل موضوع کتاب اشیاء موزه ای ایرانی و تــوضیحاتی در

پیرامون این آثار و مکان بدست آمده و ... است، این اشیاء هر کدام در موزه ای بزرگ در نقطه ای در جهان

نگهداری میشوند.

البته خیلی از این آثار در موزه ملی ایران، موزه رضا عباسی هم نگهداری می شدند اما تعداد اشیاء موجود

در موزه های لندن، پاریس، امریکا و ... انقدر زیاد بود که هر لحظه بیشتر متاسف می شدم.

- سر ستون گاو دو سر - موزه شرق شناسی شیکاگو

- ظروف سفالی تپه سیلک - موزه بریتیش میوزیوم لندن

- پلاک سنگی مکشوفه در همدان - موزه لوور پاریس

- النگوی طلایی با نقش شیر - موزه میهو ژاپن !

- ریتون اشکانی - گالری آرتور ساکلر واشنگتن

- ریتون نیم تنه گوزن - موزه شخصی در لس آنجلس

...

کتاب را بر خلاف عادت خیلی زود بستم و شروع به نوشتن این متن کردم، باورش سخت است که ایرانی

باشی، دلبسته به تاریخ و موزه گردی باشی اما برای دیدن آثار باستانی و تاریخی وطنت باید راهی آنسوی

دنیا شوی. امیدواریم جناب نجفی عزیز و همکارانشان طی قرار دادها و پروتکل هایی این آثار را به ایران

عزیز باز گردانند.

اگرچه بار ها دست به نوشتن چنین مطالبی زده بودم اما اینبار سخت دلگیر شدم.

اسلحه کشی؟!

هر از چند گاهی از تلویزیون می شنویم فلان کودک در فلان مدرسه امریکا تیراندازی کرد! فلان فرد مست

در فلان ایالت امریکا چند نفر را با اسلحه کشت!

اینروزها خبر جالبی روی خروجی تمام خبرگزاری ها وجود دارد با این تیتر که مداح مشهور در اتوبان بابایی

تهران تیراندازی کرده و... البته هر سایتی هم بنا بر نظرایاتش خبر را آنجور که خوش است تحلیل می کند

اما واقعا این مداح معروف! در حد همان کودک امریکایی است که بیاید و آرامش یک کشور را بهم بزند و ،

کشورمان را تبدیل به تیتر یک شبکه های بدخواه بکند؟!

وقت آن نیست بال و پر اینها را قانون بچیند؟ غیر از این است که یک مداح هم یک شهروند معمولی است

و اسلحه دستش چه می کند؟

پارسه سرزمین مادری دوستدار فرهنگ ایرانی است و این مورد را در تضاد با فرهنگ ایرانیان می داند.

هفته نامه پارسه سرزمین مادری (شماره سوم)

*****

خبرهای هفته

* کشف بقایای یک شهر 1500 ساله در مکزیک در جریان کاوشهای یک تیم بین المللی.

* معاون صنایع دستی: کم سوادی کارمندان میراث فرهنگی ناگوار است.

* علی بلوک باشی: انسان شناسی و مردم شناسی شیفتگی می خواهد.

* در دولت جدید وضعیت کتاب تغییری نکرده است.

*****

مناسبت هفته

در هفته پیش روی سالگرد درگذشت نیما یوشیج شاعر نو پرداز را داریم. همچنین در روز 16 

دی ماه سالگرد مرگ مظفرالدین شاه قاجار است، وی حدود یــــــــک هفته پس از امضای قانون 

اساسی در سال 1906 در اثر بیماری درگذشت. و البته سالگرد اجرای قانون کشف حجاب رضا 

شاه نیز در روز 17 دی ماه است. قانونی که هنوز و پس از حدود 80 سال هنوز هم منتقدین و 

طرفدارانی را دارد.


*****

مقاله هفته

متن ویژه این هفته را اخــــــتصاص دادیم به نیما یوشیج شاعر، نویسنده، منتقد و نظریه پرداز ادب معاصر.

وی در 21 آبان 1274 متولد شد و در تاریخ 13 دی ماه 1338 یعنی 54 سال پیش درگذشت.

نیما با مجموعه اشعاری بنــــام افسانه انقلابی در شعر پارسی ایجاد کرد، وی را پدر شعر نو ایران می دانند.

نیما اشعاری به زبان مازندرانی دارد که در مجموعه ای بنام روجا منتشر شده است.

بی تردید دوران زندگانی نـــــیما یوشیج در شکل گیری نگرش وی به ادبیات ایران بی تاثیر نبوده است او در

دورانی زیست که ایران انقلاب مشروطه، جنبش جنگل، سرنگونی قاجار و تاج گـــــــــــذاری پهلوی ها و نیز

جنگهای مختلف را تجربه کرد.

نام اصلی وی علی اسفندیاری بوده است و بنا بر وصیت وی پیکرش در سال 1372 به خــــانه قـــدیمی اش در

یوش منتقل و به خاک سپرده شد.

روحش شاد

گلستان سعدی

*بی تردید گلستان سعدی تاثیر گذارترین کتاب نثر در ادبیات پارسی می باشد.

* غالب نوشته های گلستان سعدی بصورت داستانها و نصایح پند آموز کوتاه می باشد.

* گلستان در هشت باب گرد آوری شده که هر باب در برگیرنده موضوعی خاص است بطور مثال

باب اول در سیرت پادشاهان و باب ششم، در ضعف و پیری حکایات و داستانهایی دارد.

* «منت خدای عزوجل که طاعتش موجب قربت است و شکر اندرش مزید نعمت...» آشنا ترین متن

گلستان است.

* و البته بیت زیبای :« تن آدمی شریف است بجان آدمیت **** نه همین لباس زیباست نشان آدمیت»

از معروف ترین ابیات این دیباچه ادب پارسی است.

در کنار پارسه

تابستان 92 - تخت جمشید

تصویر گرفته شده توسط بردیا جعفری

بزرگ و زیبا... ایران

در روز ۶ دی ۱۳۱۳ شمسی دولت ایران طی اعلامیه‌ای رسمی از کشورهای خارجی خواست در مکاتبات رسمی خود از واژه‌های پرشیا، پرس و پرسه به جای واژه ایران استفاده نکنند.

به گزارش انتخاب به نقل از تاریخ ایرانی، تا اوایل قرن بیستم، مردم جهان کشور ما را با عنوان رسمی پارس یا پرشین می‌شناختند اما در دوران سلطنت رضاشاه که بحث رجعت به ایران باستان و تاکید بر ایران پیش از اسلام قوت گرفته بود، حلقه‌ای از روشنفکران باستان‌گرا مانند سعید نفیسی، محمدعلی فروغی و سیدحسن تقی‌زاده در حکومت پهلوی اول با حمایت مستقیم رضاشاه گردهم آمدند که به این منظور اقداماتی را انجام دادند.

سعید نفیسی از مشاوران نزدیک رضاشاه به وی پیشنهاد کرد نام کشور رسما به «ایران» تغییر یابد. این پیشنهاد در دی‌ماه ۱۳۱۳ شمسی رنگ واقعیت به خود گرفت. این تصمیم بعد از ۷۶ سال هنوز هم محل مناقشه است. مخالفان این تغییر معتقدند که ایران نمی‌تواند آن بار معنایی، فرهنگی و تمدنی‌ای را که در اصطلاح «پرشیا» نهفته است و غیر ایرانیان از دیرباز با آن آشنایی دارند، منتقل کند.

گروهی معتقدند که رضاشاه فقط به دلیل سیاسی برای تثبیت حکومت اقتدارگرایانه خود چنین تصمیمی گرفته است. این دسته از تحلیلگران می‌گویند اصل اقدام را باید متوجه جمعی از نخبگان فرهنگی و سیاسی آن دوره از جمله افراد ذکرشده دانست که در اقتدار حکومت رضاخانی منافع خاص خود را نیز جستجو می‌کردند.

ای که دستت می رسد کاری بکن

آنقدر این هوا و دیدن این آلودگی بر پیشانی ایران عزیز درد آور است که مجبور شدم این مطلب را بنویسم.

این آلودگی لعنتی کمترین دردش تعطیلی مدارس و دور ماندن کودکان از محیط آموزشی است، البــته این،

شاید کمترین عارضه این مهمان ناخوانده است، اما در نگاهی دورتر بروز انواع بیماری هاست، مردم ایــران

مگر گناهشان چیست که در دو قرن پیش بدست وبا، سل و ... می مردند و اینروز ها آلودگی گریبانـشان

را رها نمی سازد. دل به کدامین مسوول ببندیم؟ چه کسی واقعا می کوشد تا این سیاهی از ایـران دور

شود؟ دکتر روحانی عزیز، خانم ابتکار گرامی، لطفا اولویت نخست تان همین مساله باشد. مردم بــــــیمار

بدرد هیچ کشوری نمی خورند.

امیدواریم و باز هم مثل همیشه دل میبندیم به کسانی که وظیفه شان ایجاب می کند که به درد مـــردم

بی اندیشند و درد را ریشه کن کنند. به امید روزهایی با هوای پاک، در تهران، اصفهان، اهواز، تبریز و...