پیشواز مهرگان

به پیشواز مهرگان می رویم در حالی که کمتر از ۲۰ روز تا این جشن کهن باقیست.

آری ، فراموش شده اما یادمان باشد آنچه فنا شدنی و از بین رفتنی است بدی هاست.

آیا مهرگان جز یک آیین نیک و جز پیامی برای شادی و همدلی چیز دیگری داشته؟

مهرگان زنده است چون ایرانی زنده است.

مهرگان را همچون نوروز، سیزده بدر، شب یلدا، چهارشنبه سوری زنده نگاه خواهیم

داشت.

جشن مهرگان بر ایرانیان مهربان فرخنده باد.

استاد محمد رضا شجریان

گوشه هایی از زندگی استاد شجریان...

محمدرضا شجریان، اول مهر۱۳۱۹ در مشهد زاده شد. خواندن را از کودکی با

 همان لحن کودکانه آغاز کرد. از کودکی با توجه به استعداد و صدای خوبش

تحت تعلیم پدر که خود قاری قرآن بود مشغول به پرورش صدای خویش شد و

در سال ۱۳۳۱، برای نخستین بار، صدای تلاوت قرآن او از رادیو خراسان پخش می‌شود.

شجریان تا سال ۱۳۵۰ با نام مستعار سیاوش بیدکانی با رادیو همکاری می‌کرد،

شجریان در سال۱۳۷۸ جایزه پیکاسو را از طرف سازمان یونسکو دریافت کرد.

در سال ۱۳۸۶ و در مراسم درگذشت مادرش، پس از ۳۰ سال، دعای ربنا را دوباره خواند.

او در حال حاضر دارای درجه ممتاز در خط نستعلیق می‌باشد و سبک ویژه خود

را در خوشنویسی دنبال می‌کند!

وی اعلام کرده هر بار که صدای خود را از صدا و سیما می‌شنود احساس

شرم می‌کند و بدنش می‌لرزد!!!

مربوط به بخش نامداران ایرانی

پویشی نو برای بازیابی فرهنگ کهن

قصد داریم تا در پویشی تازه و برای بازیافتن آن فرهنگ کهن ایرانی گامی

تازه را برداریم.

با نام ( نکوداشت جشنهای ایرانی )

میدانیم که بسیاری از جشنهای ایرانی فراموش شده اند و حتی نامی از آنها

هم باقی نمانده است. اما نیک است که در راه پاسداشت آن دسته از جشنهای

ایرانی که هنوز نامی از آنها مانده است بصورت جمعی بکوشیم و آنها را

دوباره در دل ایرانیان سراسر گیتی زنده کنیم.

از دوستداران سرزمین مادری دعوت می شود تا در این پویش ما را یاری دهند.

اولین پویش برای جشن کهن و باستانی مهرگان خواهد بود.

مهر روز از مهرماه برابر با 16 مهر در گاهشماری ایرانی.

تا آنروز فرصت داریم تا با نوشتن مطالب مرتبط ، ارسال پیامهای تلفنی و...

این کهن جشن سرزمین پارس را زنده کنیم.

دست در دست هم دهیم به مهر تا جشنهای ایرانی را دوباره زنده کنیم.

آمادگی خود را برای شروع این پویش به ما اعلام کنید.

با سپاس

پارسه سرزمین مادری

 

ایرانی ، ایرانی باش (قسمت دو)

چند نفر ایرانی را پیدا میکنی که فروردینگان ، اردیبهشتگان ، تیرگان ، امردادگان،

 

مهرگان و.... را بدانند که چیستند؟!

چند ایرانی را می شناسی که شاهنامه را خوانده باشند و یا حتی آنرا ورق زده باشند؟!

با اندوه فراوان باید گفت که ما فرزندان نیکویی برای نیاکان خود نبوده ایم.

ما هر آنچه در این فرهنگ زیبا بوده است را با دستان بی مهر خود نابود ساختیم.

آنچه اندوه بار تر میکند این موضوع را این است که ما فرهنگستان زبان فارسی

هم داریم، که پر واضح است که عمل کرد ضعیفی دارد.

نه با عربی حرف زدن نشان میدهی که خیلی مسلمانی! و

نه با فرنگی !حرف زدن نشان می دهی خیلی از دنیا سر در می آوری!

بیاییم از امروز کمتر از کلمات دیگر زبانها بهره بجوییم و پارسی را بیش از پیش ارج نهیم.

بخاطر استفاده از کلمات بیگانه بخصوص عربی در

متن بالا از همه شما دوستان پوزش میخواهم.

ایرانی ، ایرانی باش (قسمت یک)

فرهنگ کهن و دیرینه ایرانی از هزاران سال پیش تا به امروز همواره مورد هجوم

فرهنگ بیگانه بوده است و خواهد بود.

البته منظور من از تهاجم فرهنگی آنچه که در این سالها شنیده ایم نیست.

آنچه در این سالها از تهاجم فرهنگی شنیده ایم و خواستند که بشنویم حتی به اندازه

تار مویی فرهنگ ایرانی را مورد حمله قرار نداده. در مقابل مدعیان مبارزه با تهاجم

فرهنگی خود نادانسته و شاید هم دانسته بر این فرهنگ مظلوم تازیانه های

دردآوری را فرو آورده اند.

تهاجمات تاریخی بر فرهنگ ایرانی مثل حمله اسکندر، حملات اعراب و مغولان و

در قرون پیش هجوم استعمارگران اروپایی باعث شده تا یک ایرانی ریشه هایش

را نتواند بخوبی پیدا کند.

استفاده از کلمات عربی و فرنگی این روزها در زبان روزمره و اداری ما بیداد

می کند! گویی اگر بلد نباشی کجا و کی از کلماتی چون

« فهذا ، فلذا ، و من الله توفیق ، فوق الذکر ، فی ما بین و... »

در نامه ای اداری استفاده کنی بیسوادی.

و اگر بخوبی« سورپرایز ، سای لنت ، مسیج ، دیسیپلین ، آن لاین و ...»

را تلفظ  نکنی  مورد تمسخر قرار میگیری.

تلخ تر اینکه در آداب ایرانی رسوم زیبایی وجود داشته اند

( جشنهایی که در ایران بسیار برگزار می شدند ) که اکنون فقط باید بگوییم وجود

داشته اند، انگار سخت است آنها را زنده بداریم!

از آنهمه جشن زیبا و شور انگیز تنها نوروز ، سیزده بدر، شب یلدا و

چهارشنبه سوری باز مانده اند که شاید این تهاجم فرهنگی !!!

این ها را هم به نوعی دیگر از ما بگیرند.

یادگاری های دوران شکوه

سر ستونی با نقش گاو

به امید آنکه شاید روزی دوباره به چند قدمی آن همه شکوه و انسانیت برسیم.

ایرانیان، مردمان یکتا پرست

ای اهورا،

بیگمان

تن و جان کسانی

از آن پاداش نوید داده شده برخوردار می گردد

که کار با اندیشه نیک کنند،

در آبادانی و پیشرفت جهان بکوشند،

و در پرتو راستی

آیین خرد نیک ترا پیش برند

و خواست ترا برآورده سازند.

سرزمین همیشه جاوید پارس

ایران ما

پارسه را امروزه و به اشتباه تخت جمشید می خوانند.

یک سال از آغاز این راه گذشت!

تارنمای پارسه سرزمین مادری امروز یکساله شد.

امیدواریم بتوانیم در ادامه کار این تارنما که قرار است تا زنده هستیم ادامه یابد

بهتر از پیش در انجام وظیفه مان عمل کنیم.

به یاری یزدان و شما

 

راز ماندگاری یاد داریوش بزرگ

داریوش بزرگ در کتیبه بیستون چنین گفته است:

از آن جهت اهورا مزدا مرا یاری کرد،

که بی وفا نبودم، دروغگو نبودم، ستمگر نبودم، نه من و نه دودمانم.

موافق حق رفتار کردم و نه بر ضعیف و نه بر توانا ستم نکردم.

داریوش بزرگ چند صد سال است که جسمش را به خاک ایران سپرده است.اما

همچنان او را یاد می کنند. هر روز بر شیفتگان او و تبار هخامنشی افزوده میشود.

چرا که آنطور که داریوش شاه بزرگ گفته است زیسته اند.

آنان که به راستی و نه به دروغ با مردمانشان رفتار کردند ماندگارند.

همانطور که داریوش بزرگ مانده است.