فرهنگ کهن و دیرینه ایرانی از هزاران سال پیش تا به امروز همواره مورد هجوم
فرهنگ بیگانه بوده است و خواهد بود.
البته منظور من از تهاجم فرهنگی آنچه که در این سالها شنیده ایم نیست.
آنچه در این سالها از تهاجم فرهنگی شنیده ایم و خواستند که بشنویم حتی به اندازه
تار مویی فرهنگ ایرانی را مورد حمله قرار نداده. در مقابل مدعیان مبارزه با تهاجم
فرهنگی خود نادانسته و شاید هم دانسته بر این فرهنگ مظلوم تازیانه های
دردآوری را فرو آورده اند.
تهاجمات تاریخی بر فرهنگ ایرانی مثل حمله اسکندر، حملات اعراب و مغولان و
در قرون پیش هجوم استعمارگران اروپایی باعث شده تا یک ایرانی ریشه هایش
را نتواند بخوبی پیدا کند.
استفاده از کلمات عربی و فرنگی این روزها در زبان روزمره و اداری ما بیداد
می کند! گویی اگر بلد نباشی کجا و کی از کلماتی چون
« فهذا ، فلذا ، و من الله توفیق ، فوق الذکر ، فی ما بین و... »
در نامه ای اداری استفاده کنی بیسوادی.
و اگر بخوبی« سورپرایز ، سای لنت ، مسیج ، دیسیپلین ، آن لاین و ...»
را تلفظ نکنی مورد تمسخر قرار میگیری.
تلخ تر اینکه در آداب ایرانی رسوم زیبایی وجود داشته اند
( جشنهایی که در ایران بسیار برگزار می شدند ) که اکنون فقط باید بگوییم وجود
داشته اند، انگار سخت است آنها را زنده بداریم!
از آنهمه جشن زیبا و شور انگیز تنها نوروز ، سیزده بدر، شب یلدا و
چهارشنبه سوری باز مانده اند که شاید این تهاجم فرهنگی !!!
این ها را هم به نوعی دیگر از ما بگیرند.